به نام توصيف مصور يشم‌هاي قديمي نوشت‌. هر دو كتاب نمونه‌هاي شايسته‌اي است از علايق‌ باستان‌شناسي چينيان‌، و تا ديرزماني‌، در باخترزمين نظيري براي آن نمي‌توان يافت‌.

16. ژاپني‌. فوجي وارا تامناري تاريخ ژاپن را از 851 تا 1036، در كتابي به نام آيينه‌ٴ كبير تأليف‌ كرد. اين يكي از سه اثر تاريخي كلاسيك ژاپن است كه آنها را ميتسوكاگامي (سه آيينه‌) مي‌نامند.

يب‌. حقوق و جامعه‌شناسي‌

1. مسلمانان غربي‌. مهم‌ترين رساله‌ٴ اسلامي در باب حكومت را در نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ دوازدهم‌، دو تن شرقي به نام ماوردي بغدادي و نظام‌الملك طوسي‌، و در نيمه‌ٴ اول اين سده‌، دو تن غربي كه‌ هر دو اسپانيايي و پيرو مذهب مالكي بودند، ولي مدت زيادي از عمر خود را در مشرق‌ گذراندند، به نگارش درآوردند.
اولي‌، يعني ابوبكر طرطوشي‌، در بيست سالگي‌، عازم حج شد و بقيه‌ٴ عمر خود را در شرق‌، سپري كرد. كتاب او به نام سراج‌الملوك در 1122، در قاهره‌، نوشته شده و از امور كشورداري‌ بحث مي‌كند.
دومي‌، يعني ابن‌العربي اشبيلي در مشرق تحصيل كرد، ولي سرانجام به زادگاهش بازگشت و بعدها به مراكش رفت‌. (در آن زمان اسپانياي جنوبي و مراكش زير فرمان مرابطون به صورت‌ قلمرو واحدي درآمد). او فقيه بود وتفسيري بر كتاب المُوَطًاٴ نوشت‌.

2. لاتيني‌. يك فيلسوف آلزاسي به نام مانگلد لوتنباخي‌، كه پس از 1103 درگذشت‌، جزوه‌اي‌ در دفاع از دستگاه پاپ در برابر سياست امپراتور نوشت‌. اين از قديمي‌ترين رساله‌هاي قرون‌ وسطايي‌، در باب فلسفه‌ٴ دولت است‌. مانگلد اظهار كرد كه محظورهاي اخلاقي و اجتماعي‌ قدرت حكام را محدود مي‌سازد.
مبارزه‌ٴ ممتد ميان امپراتور و پاپ از علل‌، و شايد مهم‌ترين علت رونق حقوق رومي بود و اين حقوق در آن عصر، رشد چشمگيري يافت‌. تا آن زمان‌، حقوق بخشي از فن خطابه به‌شمار مي‌رفت‌؛ ولي حالا، چندان اهميت يافته بود كه به صورت مبحث مستقلي درآيد. نخستين‌ مدرسه‌ٴ حقوق رومي در قرون وسطا، به‌وسيله‌ٴ ايرنريوس‌، يا با الهام از تعليمات او، در بولونيا ايجاد شد. ايرنريوس در آغاز فعاليت حقوقي خويش از موضع پاپ دفاع مي‌كرد، ولي پس از سال 1115، به هواداران امپراتور پيوست‌. موضوع مورد علاقه‌ٴ او رويه‌ٴ قضايي بود، و بيشتر وقتش صرف نوشتن حاشيه‌هايي بر مجموعه‌هاي قوانين‌، مخصوصاً بر مجموعه‌ٴ منتخبات‌، و كارهاي مشابه شد. شاگردان او، مخصوصاً چهار دكتر يعني مارتينوس‌، بولگاروس‌، هوگو، و جاكومو كار او را دنبال كردند، و مدرسه‌ٴ بولونيا به‌خوبي تثبيت شد. اين احياي حقوق رومي‌ اهميت زيادي داشت‌، چون به همان اندازه‌ٴ اصول احتجاج آبلار (اگرنه بيشتر) در گسترش تفكر